امروز پس از روزها و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها، رنگین‌کمانی در افق خاکستری شهر پیدا شد، از صبح اندک‌اندک باران به شیشه‌ها انگشت می‌زد. کمی از نیمروز گذشته بود که چند قطره‌ی بازیگوش باران سر راه نور خورشید آمدند و آن را از دل پاکشان گذر دادند تا رنگ‌رنگ شود و دل کودکان شوخ هم شادان. در این میانه‌ی همهمه‌ها و واهمه‌های بی‌نام و نشان، شادی بر لبها نشست. ». گفته بودم زندگی زیباست. گفته و ناگفته، ای بس نکته‌ها کاین‌جاست. منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دانلود برای شما Masoudags تخفیف ویژه فقط برای امروز بهترین سایت