باد را بگو از دلتنگیهایم ترانه نسازد
آسمان پرستاره را بگو رویاهایم را نادیده بگیرد
چرا که سکوت، حقیقت نهفتهی من است.
آغاز سخن، گزینش واژگان است، تراش مجسمه ساز بر پیکر من
در آرزوی آنکه از نگاه، حقیقت را دریابد
روزها را میشمرم
و شبها را، لحظهها را
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
***************************
کاش چشمانی بود که نشانهها را در تاریکی میدید
و گوشی که آواهای خاموش را میتوانست شنید
کاش آدمیان میتوانستند این همه را در خود گیرند و بپذیرند
و کاش آدمی را زبانی بود که با گفتار راست خود، از خاموشی خودخواستهمان بیرون توانست کشید
تا از آنچه در بندمان کشیده است
سخن بگوییم
******************************
بیانی تازه از چیدن سپیدهدم سرودهی مارگوت بیکل ترجمهی احمد شاملو
منبع
درباره این سایت